حضرت صاحب الشرف
 
او خواهد آمد...
 

بنی امیه

بَنی اُمیه یکی از تیره های بزرگ قبیله قریش که شماری از ایشان نزدیک یک سده بر سرزمین های اسلامی حکومت کردند. تاریخ سده نخست هجری و حتی مدتی پیش از آن، با نام و کارنامه سیاسی اعضای خاندان اموی، به عنوان خلیفه یا هر عنوان دیگری سخت پیوند یافته است. سلسله بنی امیه با آغاز خلافت معاویه در ۴۱ق آغاز شد و در ۱۳۲ق با شکست مروان بن محمد به پایان رسید. در این سال ها ۱۴ پادشاه بر ممالک اسلامی حکم راندند. پس از معاویه بن یزید، خلافت امویان به شاخه مروانی انتقال یافت. امویان با نبرد در مرزهای شرقی و مرزهای روم، گستره حکومت اسلامی را هر روز وسیع تر می کردند. سرکوب خوارج و شیعیان از سیاست های مستمر امویان بود. بنی امیه بارها حرمت مقدسات اسلامی را شکستند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 6 آبان 1396  توسط [ra:post_author_name]

‏‏‏‏‏

دلایلی بود که مدینه قابلیت قرار گرفتن به عنوان مرکز خلافت امیرالمؤمنین(ع) را نداشت، از سوی دیگر کوفه دارای برتری های اقتصادی، جغرافیایی، جمعیتی و ... بود.

چرا امام علی علیه السلام کوفه را پایتخت قرار داد rasekhoonblog

در دوازدهم رجب سال ۳۶ هجری امیرالمؤمنین امام علی (ع) پس از پیروزی در جنگ جمل به همراه لشکریان و گروهی از مردم بصره به شهر کوفه وارد شد و آنجا را به عنوان مرکز حکومت اسلامی خود انتخاب کرد. ایشان پس از ورود به کوفه به مسجد رفت و پس از نماز، خطبه ای ایراد کرد. از آن پس به تنظیم امور حکومت پرداخت و استانداران را برای خدمت به سوی محل ماموریتشان فرستاد.

اما دلیل انتخابکوفه به عنوان مقر حکومت اسلامی چه بود؟

گرچه به نظر بعضی ورود حضرت به کوفه بدین منظور نبود که آن جا را مرکز خلافت خود قرار دهد، بلکه به این دلیل که آن شهر، اردوگاه بزرگ نظامی بود، قصد داشت با جلب حمایت بیش تر کوفیان، آنها را برای رویارویی شدیدی با معاویه سازمان دهد ... 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 6 آبان 1396  توسط [ra:post_author_name]

غزوه بحران

غزوه بُحْران، یا غزوه بَحران، از غزوات رسول اکرم(ص) که در بُحْران، یا بَحران، سرزمینی در ناحیه فُرع در حجاز میان مکه و مدینه روی داد. در این غزوه برخورد نظامی‌ای صورت نگرفت. این نبرد را غزوه الفرع و غزوه بنی سلیم نیز نامیده‌اند.

غزوه بَحران، در بحران، سرزمینی در ناحیه فُرع در حجاز میان مکه و مدینه (در حدود ۲۰۰ کیلومتری جنوب مدینه) به وقوع پیوست. به گفته ابن اسحاق، بحران معدنی در حجاز بوده، و به حجاج بن علاط بهزی تعلق داشته است.[۱]

در سال ۳ق به پیامبر (ص) خبر رسید که شمار بسیاری از بنی سلیم گویا به قصد توطئه در بحران گرد آمده‌اند. پیامبر اکرم (ص) نیز پس از آنکه ابن ام مکتوم را در مدینه به جای خویش نهاد، همراه ۳۰۰ تن از یارانش از شهر خارج، و با شتاب به سوی آنان روان شدند؛ ولی چون بنی سلیم متفرق شده بودند، پیامبر (ص) بدون برخورد نظامی به مدینه بازگشتند.[۲]

برخی تاریخ دقیق وقوع این غزوه را ابتدای ماه ربیع الثانی و برخی ۶ جمادی الاول یا جمادی الثانی، و مدت غیبت پیامبر اکرم (ص) را از شهر مدینه ۱۰ یا ۱۱ روز ذکر کرده‌اند.[۳]

این غزوه که پیش از غزوه احد به وقوع پیوست، یکی از ۱۱ غزوه‌ای است که در آن جنگ روی نداد.[۴]

این نبرد را غزوه الفرع و غزوه بنی سلیم نیز نامیده‌اند.[۵]

 

1 - یاقوت حموی، البلدان، ۱۹۹۵م، ج۱، ص۳۴۱

2 - ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج۲، ص۲۴، ج ۴، ص۱۵۳؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۳، ص۵۰؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ج ۱، ص۷۱.

3 - ابن حبیب، ص۱۱۲؛ ابن سعد، ج۲، ص۲۴؛ مقایسه کنید: مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۴۴؛ واقدی، المغازی، ج ۱، ص۱۹۶؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج ۳، ص۵۰.

4 - ابوعبید بکری، معجم ما استعجم، ص۲۲۸؛ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج ۲، ص۲۴، ص۲۵؛ مسعودی، مروج الذهب، ص۲۸۱.

5 - ابن هشام، السیره النبویه، ج ۳، ص۵۰؛ واقدی، المغازی، ج ۱، ص۱۹۶؛ ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، ج ۲، ص۲۴، ج ۴، ص۱۵۳.

منابع :

  • ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ۱۳۶۱ق/۱۹۴۲م.
  • ابن سعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر (الطبقات الکبری)، به کوشش ادوارد زاخاو، لیدن، ۱۳۲۱- ۱۳۲۵ق.
  • ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش ابراهیم ابیاری و دیگران، قاهره، ۱۳۵۵ق/۱۹۳۶م.
  • ابوعبید بکری، عبدالله، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفی سقا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
  • طبری، تاریخ.
  • مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، لیدن، ۱۸۹۳م.
  • مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
  • واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، بیروت، مؤسسة الاعلمی.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م




ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهریور 1396  توسط [ra:post_author_name]

غزوه ,  معنای غزوه یا غزوات

غزوه بمعنای جنگهایی که خود پیامبر صلی الله علیه وآله فرماندهی آن را برعهده داشت .

معنای لغوی غَزْوِه

 

غَزْوِه به فتح اول و سکون دوم (جمع آن غَزْوات) در لغت به معنای جنگیدن می باشد و از کلمه «الغزو» گرفته شده است. [۱] اسم فاعل آن «غازی » و جمع آن «غُزاة» و «غُزّی » آمده است، مانند قاضی، قضاة- سابق، سُبّق(به معنای رفتن به پیکار دشمن و غارت او) [۲] و از این نمونه است کلمه «غُزّی » در آیه زیر: «یا ایُّها الَّذینَ امَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذینَ کَفَرُوا وَ قالُوا لِاخْوانِهِمْ اذا ضَرَبُوا فیِ الْارْضِ اوْ کانُوا غُزّیً... لَوْ کانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا» [۳]
ای گرویدگان به دین اسلام، شما مانند آنان که راه کفر و نفاق پیمودند، نباشید که گفتند: اگر برادران و خویشاوندان ما به سفر نرفته و یا به جنگ حاضر نمی شدند، به چنگ مرگ نمی افتادند و کشته نمی شدند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
«دَعا مُوسی وَامَّنَ هاروُنُ (ع) وَامَنَّتِ الْمَلائِکَةُ (ع) فَقالَ اللَّهُ تَبارَکَ وَتَعالی قَدْ اجِیْبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقیما وَ مَنْ غَزا فی سَبیلِ اللَّهِ اسْتُجیبُ لَهُ کَمَا اسْتُجیبُ لَکُما الی یَوْمِ الْقِیامَةِ»

حضرت موسی دعایی کرد و هارون آمین گفت و فرشتگان نیز آمین گفتند. پس خدای تبارک و تعالی فرمود: هر آینه دعای شما مستجاب شد پس استقامت و پایداری ورزید و هر که در راه خدا جهاد کند، دعایش مستجاب شود، چنانچه دعای شما به اجابت رسید تا روز قیامت. [۴]

معنای اصطلاحی غزوه


در اصطلاح اغلب تاریخ نویسان غزوه به جنگهایی گفته می شود که به فرماندهی شخص پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بوده است، لیکن بقیه جنگهای زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که آن حضرت در آن حضور نداشته «سری ّه» یا «بعث» نامیده شده است.

تعداد غزوه ها وسریه های پیامبر


در مورد تعداد غزوه های پیامبراسلام (صلی الله علیه وآله) بین سیره نویسان اختلاف است. [۵]آنها از نوزده تا بیست ونه گفته اند، لکن در تعداد غزوه های آن حضرت که جنگ و درگیری صورت گرفته است، همگی عدد «نه» را ثبت کرده اند«جنگ بدر، احد، المریسیع(بنی مصطلقخندق، بنی قریظه، خیبر، فتح مکه، طائف، حنین». و تعداد سرّیه ها را چهل و هفت نوشته اند.
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «... اغْزُوهُمْ قَبْلَ انْ یَغْزُوکُمْ، فَوَاللَّهِ ماغُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فی عُقْرِ دارِهِمْ الاّ ذَلُّوا...» «۴»«پیش از آنکه به شما حمله کنند، بر آنان حمله برید. به خدا سوگند هیچ قوم و ملّتی در داخل شهرها و خانه هاشان مورد تهاجم دشمن قرار نگرفتند، مگر اینکه ذلیل شدند.» [۶]
در روایت دیگری از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) چنین آمده است:«غَزْوَةٌ فی الْبَحْرِ مِثْلَ عَشَرَ غَزَواتٍ فِی الْبَرِّ» «یک جنگ دریایی برابر با ده جنگ زمینی است.» [۷]
و نیز فرمود:«افْضَلُ الْغُزاةِ فی سَبیلِ اللَّهِ خادِمُهُمْ» «بهترین جنگجویان در راه خدا کسانی هستند که به مجاهدان خدمت می کنند.» [۸]
همچنین فرمود:«مَنِ اغْتابَ غازِیاً فَکَانَّما قَتَلَ مُؤْمِناً»«کسی که از یک رزمنده غیبت نماید، مانند آن است که مؤمنی را کشته باشد.» [۹]
( ۶)- [۱۰] المنجد

پانویس


۱. لسان العرب، ابوالفضل جمال الدین محمد بن مکرم، ج۱۵، ص۱۲۳، نشر دار صادر.    
۲. لسان العرب، ابوالفضل جمال الدین محمد بن مکرم، ج۱۵، ص۱۲۳، نشر دار صادر.    
۳. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۶.    
۴. مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۷، ح۱۲۲۷۶.    
۵. زاقدی در مغازی، ص۱۲۸، چ آل البیت.
۶. نهج البلاغه، خطبه۲۷.
۷. کنزالعمال، ج۴، ص۱۷۹.
۸. کنزالعمال، ج۴، ص۱۶۹.
۹. کنزالعمال، ج۴، ص۱۸۴.
۱۰. لسان العرب، ابوالفضل جمال الدین محمد بن مکرم، ج۱۵، ص۱۲۳، نشر دار صادر.


 

منبع

[ویرایش]



جمعی از نویسندگان، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، اصطلاحات نظامی در فقه اسلامی، ص۹۴-۹۵.    





ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 شهریور 1396  توسط [ra:post_author_name]

چرا رسول خدا (ص) خالد بن ولید را به خاطر کشتن قبیله «بنی جذیمه» قصاص نکرد؟

در این که خالد بن ولید ، در جنگ با مالک بن نویره ، جنایات عظیمی را مرتکب شده ، تردیدی نیست ؛ تا جایی که خلیفه دوم به شدت به او اعتراض کرد ، او را دشمن خدا لقب داد و قسم یاد کرد که خالد را سنگسار خواهد کرد ؛ اما از آن جایی که خلیفه اول به بازوی توانمند خالد برای پیشبرد حکومتش نیاز شدیدی داشت ، از او دفاع کرد و هیچ مجازاتی را برایش در نظر نگرفت .

در قضیه بنی جذیمه ، رسول خدا صلی الله علیه وآله ، بعد از اطلاع و آگاهی از آن، امیر مؤمنان علیه السلام را اعزام کرد و تمام خسارات آنان ؛ حتی قیمت کاسه سگان آن ها را نیز پرداخت نمود.

طبری می نویسد :وقتی که خبر به رسول خدا صلی الله علیه وآله رسید ، دست ها را به طرف آسمان بلند کرد و عرضه داشت: خدایا ! من از آن چه خالد بن ولید انجام داده است بیزارم. سپس علی بن أبی طالب علیه السلام را خواست و به او فرمود : ای علی ! نزد این قوم برو و نظر آنان را جویا شو و امر جاهلیت را زیر پا بگذار .

علی علیه السلام در حالی که اموال بسیار همراه داشت به طرف قبیله رفت ، خون بها ، خسارت اموال و حتی قیمت کاسه های سگان آن ها را نیز پرداخت نمود ؛ علی علیه السلام بعد از اتمام کار از آن ها سؤال کرد : آیا خون بها و یا مالی مانده است که به شما پرداخت نکرده باشم ؟ همگی گفتند : خیر .

علی علیه السلام فرمود: باقی مانده این اموال را نیز به خاطر رعایت احتیاط از جانب رسول خدا در مواردی که آن حضرت و شما از آن مطلع نشده اید می پردازم . سپس بازگشت و آنچه انجام داده بود به رسول خدا گزارش کرد. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : کار درست و زیبائی انجام دادی. سپس رو به قبله ایستاد ، و دستهارا بلند کرد ؛ به طوری که سفیدی زیر بغل آن حضرت پیدا بود ، سه بار فرمود : خدایا من از آن چه که خالد بن ولید انجام داده است ، بیزارم .

و اما این سؤال که : چرا ابوبکر حدود الهی را اجرا نکر د، و از اعمال جنایتکارانه خالد دفاع نمود ؟ پاسخ آن را باید از زبان علمای اهل سنت بشنوید که می گویند : چون ابوبکر خالد را مجتهد می دانست به همین جهت اورا تبرئه کرد .

ابن خلکان و بسیار دیگر از علمای اهل سنت نوشته اند :

ولما بلغ الخبر أبا بکر وعمر رضی الله عنهما قال عمر لأبی بکر رضی الله عنه إن خالدا قد زنی فارجمه قال ما کنت لأرجمه فإنه تأول فأخطأ .

وقتی که خبر به گوش ابو بکر و عمر رسید ، عمر به ابو بکر گفت: خالد زنا کرده باید او را سنگسار کنی ! ابو بکر گفت : او را سنگسار نخواهم کرد ؛ چرا که اجتهاد کرده و در اجتهادش اشتباه کرده است !!!

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 بهمن 1395  توسط [ra:post_author_name]

وقايع زيادى در زمان خلافت ابوبكر واقع گرديده كه همه حاكى از خلاف عدالت است كه از آن جمله حمله به خانه حضرت صدّيقه طاهره عليها السّلام و غصب فدك است، ولى ما اكنون به برّرسى واقعه ديگرى مى پردازيم كه وقوعش در زمان خلافت ابوبكر، لكّه ننگى بر چهره نورانى اسلام عزيز گشت، و آن واقعه، قتل مالك بن نويره است.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 بهمن 1395  توسط [ra:post_author_name]

 فواید آیات قرآن و دعا از زبان آیت الله قاضی

دعا، سپر مؤمن اسلحۀپیامبران، ستون دین، نور آسمان و زمین، کلید نجات و گنجینة رستگاری است. قرآن کریم مؤمنان را به دعا که عبادتی بزرگ، بلکه روح همة عبادت هاست دستور داده، می فرماید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ إِنَّ الَّذِینَ یسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ» (مرا بخوانید که شما را اجابت می کنم؛ همانا به زودی کسانی که با تکبر از عبادت من سرباز می زدند، با خواری داخل جهنم خواهند شد. ) در روایات، افزودن بر بیان اهمیت این امر، آثار و فوایدی نیز برای بعضی از ذکرها و دعاها و نیز خواصی برای برخی از آیات قرآن کریم ذکر شده است تا مؤمنان را هر چه بیشتر تشویق نماید و نیز به آنان بیاموزد که هیچ جنبشی و هیچ اثری از هیچ موجودی در جهان هستی صادر نمی شود، مگر آن که تحت اراده و نفوذ خداوند قادر متعال است و مؤمن باید در هر حال، در سختی و آسایش و فقر و ثروت، همواره ارادۀاو را نافذ بداند و خود را تحت سلطۀآن موجود برتر و عالی بداند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 آبان 1395  توسط [ra:post_author_name]